بیانیه در مورد قانون جدید ۲
بیانیه در مورد قانون طالبان درباره امر به معروف و نهی از منکر
مرکز حقوق بشر افغانستان (AHRC) به شدت با فرمان اخیر طالبان مخالفت میکند؛ فرمانی که محدودیتهای شدیدی را بر آزادیهای مردم افغانستان تحمیل میکند و زنان را بدون طی مراحل قانونی در معرض رفتار بیرحمانه و غیرانسانی قرار میدهد. این فرمان که تحت عنوان «قانون امر به معروف و نهی از منکر» صادر شده است، بهطور مستقیم هم با معیارهای بینالمللی حقوق بشر و هم با سنتهای حقوقی خودِ افغانستان در تضاد است. صدور این قانون در پی نشست دوحه سه، نشاندهنده موضع سرسختانه طالبان در سرپیچی از فراخوان بینالمللی برای احترام به حقوق بشر و بیانگر ماهیت خصمانه این گروه در برابر مردم افغانستان و جامعه بینالمللی است. این قانون که از یک مقدمه، چهار فصل و ۳۵ ماده تشکیل شده است، جایگاه زنان را تنزل میدهد و عملاً با آنان همچون اشیایی که باید پوشانده و خاموش شوند برخورد میکند. این قانون تدابیر تبعیضآمیزی را وضع میکند که زنان، گروههای اقلیت و عموم مردم را هدف قرار میدهد. ماهیت مبهم و گسترده این قانون، به محتسبین (مفتشان شرعی) اجازه اقدامات خودسرانه را میدهد و به آنان امکان میدهد که بر اساس قضاوت شخصی یا صرفِ ظن و گمان، بدون هیچ نیازی به اثبات یا طی مراحل قانونی، مجازاتها را اعمال کنند. مرکز حقوق بشر افغانستان این قانون را بررسی کرده و مایل است نگرانیهای اصلی خود را به شرح زیر بیان کند: ۱.
۱. ماده سوم این قانون، اصطلاحات بهکاررفته در قانون را تعریف میکند و تعریفهایی ترسناک و مبهم از «منکر» ارائه میدهد. ماده ۳، فقره ۶ بیان میدارد که «منکر هر گفتار یا کرداری است که شریعت آن را بد شمرده باشد». این تعریف از منکر، دامنه بیپایانی از اعمال یا اظهارات مردم در زندگی روزمره را در بر میگیرد و میتواند مورد سوءاستفاده قرار گیرد و با اصل قانونی بودن (اصل مشروعیت) قانون در تضاد است.
۲. این قانون قدرت بیحد و حصری را به مفتشان شرعی یا دینی میدهد تا صرفاً بر اساس شنیدهها، مشاهده و ظن و گمان عمل کنند. ماده ۷ به هر کسی که در جایگاه قدرت قرار دارد اجازه میدهد این قانون را اجرا کند، در حالی که مسئولیت مشخص را بر عهده مفتشان شرعی میگذارد. هیچ سازوکاری برای احراز و تشخیص منکر یا برای تقرر این مفتشان پیشبینی نشده است؛ مفتشانی که میتوانند بر اساس مشاهده، شنیدن و شایعه یا شهادت دو نفر عمل کنند (ماده ۱۰، فقره ۵). این امر راه را برای نقض شدید حریم خصوصی میگشاید و به مفتشان اجازه میدهد بدون هیچ حکم قضایی در زندگی خصوصی مردم در خانه یا بیرون از آن مداخله کنند. قانون بیان میدارد که آنان میتوانند این کار را مطابق شریعت انجام دهند. مفاد این قانون با بسیاری از اصول شریعت در تضاد است و نقض آشکار قوانین بینالمللی، هنجارهای حقوق بشری و سنت حقوقی به شمار میرود.
۳. این قانون مجازات بدنی، از جمله لتوکوب، ارعاب و زندانی کردن را بدون طی مراحل قانونی مجاز میشمارد. مقررات مربوط به «جلوگیری با دست» مبهم است و میتواند به خشونت مهارنشده منجر شود. علاوه بر این، فهرست مجازاتهایی که یک مامور شرعی یا اداره او مجاز به اعمال آنهاست، مجازات خودسرانه، زندانی کردن و شکنجه و رفتار تحقیرآمیز و غیرانسانی با مردم را ترویج میکند. ماده ۲۴ فهرستی از مجازاتهای شرعی را ارائه میدهد که شامل نصیحت، ارعاب، مجازات لفظی، مصادره و تخریب اموال، بازداشت و زندانی کردن میشود. این قانون به مفتشان شرعی اجازه میدهد که بدون طی مراحل قانونی یا دخالت دادگاه، به تهدید، ارعاب، مجازات لفظی و بدنی، بازداشت ۲۴ ساعته، تا سه روز زندان و مجازاتهای دیگر متوسل شوند. تخلفات مکرر از سوی افراد یا گروهها میتواند به پیگرد قانونی در دادگاه بینجامد که بر اساس احکام حقوق جزای شریعت شامل بازداشت، زندان طولانیمدت، سنگسار، شلاق، اعدام یا پرتاب از کوه و مجازاتهای دیگر است.
۴. تعریف قانون از حجاب شامل پوشاندن تمام اعضای بدن زن، پنهان کردن چهره برای جلوگیری از فتنه، و محدود کردن صدای زنان و نامیدن آن به عنوان (عورت) است. این قانون زنان را ملزم میکند که خود را از همه مردان و حتی از زنان غیرمسلمان بپوشانند و زنان را از نگاه کردن به مردان منع میکند. همچنین از زنان خواسته شده است که هنگام بیرون رفتن برای رفع نیازهای ضروری، خود را بپوشانند و حجاب بپوشند و صدای خود را پنهان کنند. این امر وضعیت از پیش وخیم زنان در افغانستان را بدتر میکند و شیوهای نفرتانگیز از آزار و اذیت زنان بهمثابه یک گروه جنسیتی است.
۵. بر اساس ماده ۱۷، مفتشان شرعی میتوانند به رسانهها دستور دهند و سانسور اعمال کنند. آنان موظفاند از پخش یا چاپ هر چیزی که مورد تایید شریعت و دین نباشد جلوگیری کنند و تصاویر موجودات زنده، از جمله انسانها و حیوانات را ممنوع سازند.
۶. ماده ۱۸ بیان میدارد که مفتشان شرعی مسئول بازرسی بازارها و وادار کردن دکانداران، کشاورزان و دیگر کارگران صنعت به ادای نماز به جماعت در وقت مقرر و پرداخت مالیات، حق «عُشر» و دیگر مسئولیتها و حقوق مالی هستند. آنان ملزماند که در هنگام تجارت از مذهب حنفی اسلام پیروی کنند. استفاده از تصاویر، مانکن و هرگونه پیکرهای که شبیه موجود زنده باشد، در تجارت ممنوع است.
۷. ماده ۱۹ این قانون، مفتشان شرعی را موظف میکند که صاحبان تفریحگاهها، تاسیسات ورزشی، رستورانها و پارکها را وادار به ساخت مساجد کنند و همه بازدیدکنندگان و مسافران را ملزم میسازد که نماز را به جماعت در وقت مقرر بخوانند.
۸. ماده ۲۰ مامور شرعی را ملزم میکند که به رانندهها دستور دهد از پخش موسیقی و سوار کردن زنان بیحجاب یا زنان بدون محرم خودداری کنند. زنانی که با مردان نامحرم سفر میکنند نباید اجازه استفاده از وسایل نقلیه را داشته باشند و اختلاط مردان و زنان مجاز نیست. این قانون حکم میکند که بدن مردان باید در هنگام شنا و حمام کردن بهدرستی پوشیده باشد. این قانون یک کد پوشش سختگیرانه را برای مردان، از جمله در هنگام ورزش، اعمال میکند و مسئولیت اجرای این کد را به مامور میسپارد. این قانون روابط خارج از ازدواج را ناپسند میشمارد، رسم شیعی ازدواج موقت را ممنوع میکند و از اصطلاح «زنکهبازی» برای انسانزدایی از زنان استفاده میکند؛ اصطلاحی که معمولاً بهعنوان دشنام به کار میرود.
۹. این قانون همجنسگرایی را بهعنوان یک منکر قابل جلوگیری معرفی میکند و بازیهای سنتی مانند بازی با تیله و چهارمغز را ممنوع میسازد و آنها را حرام اعلام میکند. هر چیزی که زمینهساز بیبندوباری اخلاقی شود، از جمله سوءاستفاده از رادیو و ضبطصوت برای گوش دادن به موسیقی، ساختن یا تماشای عکسها و ویدیوهای حیوانات یا موجودات شبیه انسان، و نگهداری چنین محتوایی در کامپیوتر یا دستگاههای موبایل، قابل مجازات است. پخش صدای زن در بیرون از خانه یا در محافل ممنوع است. این قانون برای رعایت نکردن حجاب، ترک نماز، ادا نکردن تمام یا بخشی از نماز، نخواندن نماز به جماعت، روزهخواری، تراشیدن یا کوتاه نگه داشتن ریش، داشتن مدل موی غیراسلامی، دوستی با کافران، برگزاری جشنهایی مانند نوروز و یلدا، پوشیدن نکتایی یا لباسهای غربی، و انجام هر عمل دیگری که بر اساس فقه حنفی منکر شمرده شود، مجازات وضع میکند. حتی غیرمسلمانان نیز مشمول این محدودیتها هستند.
مرکز حقوق بشر افغانستان این قانون را با شدیدترین لحن محکوم میکند. این قانون نهتنها حقوق اساسی بشر را تضعیف میکند، بلکه مردم افغانستان را در معرض نظامی از ترس و ستم قرار میدهد. مفاد مبهم و فراگیر این قانون، قدرت مهارنشدهای را به مفتشان شرعی اعطا میکند که به سوءاستفادههای احتمالی و نقض شدید کرامت انسانی میانجامد. این قانون در تمام ابعاد زندگی مردم افغانستان مداخله میکند و زنان را مورد آزار و اذیت قرار میدهد. مجازات مردم به سبب نخواندن نماز به جماعت و وادار کردن زنان به سخن نگفتن بهعنوان یک انسان، ظالمانه و نکوهیده است. ما از طالبان میخواهیم که به ستم بر زنان افغان و نقض حقوق بشر پایان دهند. طالبان باید از قوانین بینالمللی حقوق بشر پیروی کنند و به زنان اجازه دهند که تحصیل کنند، کار کنند و آزادانه در امور عمومی مشارکت داشته باشند. ما خواستار لغو فوری این قانون ظالمانه هستیم تا مردم افغانستان بدون ترس در صلح زندگی کنند. ما خواستار اقدام فوری بینالمللی برای فشار بر طالبان جهت لغو این فرمان و اعاده حقوق اساسی مردم افغانستان هستیم. صلح و امنیت جهانی به رعایت و احترام به حقوق بشر، بهویژه حقوق زنان، وابسته است. حقوق زنان تجزیهناپذیر و به هم پیوسته و مرتبط با دیگر حقوق بشر است؛ جهان نباید بنشیند و نابودی و از میان رفتن زنان را زیر رژیم آپارتاید جنسیتی نظارهگر باشد. جهان اسلام و علمای شجاع اسلام باید موضعی قاطع در برابر طالبان اتخاذ کنند. آنان نباید اجازه دهند که طالبان از شریعت سوءاستفاده کنند و برای ستم بر زنان به شریعت متوسل شوند.
